تبليغاتX
روزنه امید

روزنه امید

من از تو بی تابمو ، تو بی خبر از من

قدرت تسلط بر دیگران

قدرت تسلط بر دیگران
 
 
 
 

 

 یکی از راههای تأثیر گذاری، کنترل و بهره برداری از دیگران، مهارت قدرت ذهنی و چگونگی استفاده از آن است.

معمولاً به منظور دستیابی به این اهداف از دو راه پیش می روند:

الف) استفاده از احساسات و برانگیخته کردن عواطف مردم

ب) تلقین و تشویق بر عقاید و باورهای جدید

اهداف اصلی رهبران این فرقه: 1) در اختیار داشتن نیروی انسانی 2) تسلط بر اوضاع روزمره 3) کسب ثروت

عوامل لازمه برای در اختیار داشتن نیروی انسانی: اختلال، فقر، تورم، عدم امنیت، عدم ثبات روابط عاطفی، حربه هایی جدید که به مغز هیچ کس خطور نکند، اعاده و عدم استقلال (مادی و معنوی)

این افراد با استفاده و ایجاد عوامل فوق بسته به نوع جامعه تحت سلطه، با قدرت و مهارت ذهنی خود پیش می روند، که البته همگی آنها در ظاهر در ذهن مردم به نام اصلاحات و بازسازی جامعه تداعی می شوند.

ایجاد رعب و عدم امنیت، اولین مقدّمه برای مطیع ساختن افراد زیر سلطه است.

با سلاح تلقین و القاء افکار مورد نظر در وجود هر شخص، وی خود به خود رویه زیر را پیش می گیرد:

در مورد محور موضوع اصلی، بحث و مطالعه می کنند.

ساعتها سراپا گوش فرا می دهد، بدون اینکه سوالی بپرسد!

همواره به خود شک دارد و به اهدافش فکر می کند

از خود انتقاد می کند.

عقاید و باورهای خود را بارها و بارها مورد بررسی قرار می دهد.

به نتایج جدید دست می یابد.

روش دستیابی به این نتایج را می یابد.

در این راه از فردی خارج از گروه خود کمک نمی گیرد( صرفاً این پرسش و پاسخ ها در بین خودی ها و افراد آن گروه خاص مطرح می شود)

مهمترین عامل در این راه، باور لیاقت، لغزش ناپذیری و کارآمدی رهبر گروه و تأثیر آن بر ذهن و موجودیت افراد است. با استفاده از عباراتی چون، "خداوند همواره قدرت و افکار والاتری را به رهبران اختصاص داده است" یا "این تحولیست که در طول تاریخ بشریت بی نظیر می باشد"

پس از گردآوری اعضاء، راهنمایان، رهبران و ... ، به تدریج مقلد، عزم خود را جزم کرده تا به هدف اصلی گروه دست یابد، هر کدام از اعضاء دیگر قادر نیستند که تنها عمل کنند، بدان معنی که به عنوان عضوی از گروه، برای هدف اصلی گام بر می دارند و حال، زمان احاطه ی قدرت ذهنی فرا رسیده است، به طوری که هر عضو، همواره وفادار دستورات و افکار رهبر گروه است.

سخنان، افکار و تلقینات رهبران، در سرتاسر گروه با عباراتی شفاف در سخنرانی ها، راهنمایی ها، مکالمات و امور روزمره بین اعضاء موج می زند و آهنگ آن دائماً همچون آوازی در گوش آنان جاریست. نتیجه ی تمامی این مراحل، ابقاء هدف و باور ذهنی اولیه است.

در این بین هر فرد از آن گروه به چیز دیگری جز هدف حکّ شده در مغز خود فکر نمی کند و همراه با گروه پیش می رود و بدتر از همه آن که خود نمی داند که مغز و ذهن او تحت کنترل دیگران است. وی همواره فکر می کند که به عنوانی شخصی مستقل، با افکار و باورهای خود عمل می کند، این درحالیست که بالواقع وی تحت افکار رهبران، راهنمایان و ... است. در اصل در این بین چیزی که احساس نمی شود، تحول و اصلاح افکار و ذهن است، ( مثل کسی که بوی مونواکسید کربن را نفهمد و مدام استشمام کند!)

در این رویه، پرورش و به اصطلاح بهسازی مغز، به تحوّلی گویند که ناخودآگاه تمامی ساختار شخصیتی فرد را تحت سلطه خود قرار داده و تأثیر آن تمامی ابعاد معنوی، روحی و جسمانی شخص را در بر گیرد.

رهبران این گروه، همواره با خودنمایی، دورویی و ایجاد تحریف و تناقض در باورهای سنتی و دینی مقلیدن خود، مسیر هدف را به نفع خود تغییر می دهند. آنان در این راه تنها در حاشیه ی افکار و باورهای مذهبی پیش می روند و در عمل هیچ اثری از تلاش برای برآورده کردن نیازهای افراد، رفع خلل در پیشرفت دنیوی و کمک به دیگران دیده نمی شود. در واقع آنان، با تسلط بر افکار و قربانی کردن اصول دیرینه ی باورها، سعی در کسب ثروت و شهرت بیشتر دارند. متأسفانه بیشتر اعضاء دیدشان به این مسئله بسته می ماند و کورکورانه، عقاید و افکار تحریف شده موجود در انجیل، روایتها و ادبیات کهن را پیروی می کنند که این خود عاملیست مهم در کنترل و احاطه بر آنان.

با عقل سلیم خود وقایع موجود در جهان حاضر را دوباره بررسی کنید، بحث ما در مورد آزادی مذاهب نیست، بلکه موضوع اصلی، سوء استفاده ی آشکارا از اذهان و افکار بیچاره ی افرادیست که بسیار ماهرانه و استادانه زیر و رو شده اند.

اصول مهارت در تلقین عقاید

آنان همواره از هفت روش طبقه بندی شده، زنجیروار و دارای هدفی مشترک، برای دستیابی به القاء عقاید خود بهره می گیرند.

1- افزایش اغتشاش روحی و تنوع فکری در افراد

اغتشاش افکار و اذهان افراد با تکرر مداوم اهداف بصورت، سمعی، بصری، گفتاری و یا تحریک در آنان به نوعی مثل هیپنوتیزم اعمال می شود. در این مرحله، با به هم ریختگی و درهم شکستن روال عادی افکار قبلی حاکم، سعی در به هم زدن تمرکز آنان دارند که به نوعی خود این اغتشاش ذهنی، منجر به ایجاد زمینه ی می شود که اعضاء ناخودآگاه نگاهی به روایا و مدّعیان این اهداف جدید بیاندازند و در این راه تسلسل تبلیغ گفتاری و در نتیجه برانگیخته شدن احساسات آنان، امری اساسیست.

2-اعمال مجازات های روحی

آنان در این مرحله با ظاهری کاملاً مثبت، سعی در ایجاد حالاتی چون، حس حقارت، عدم امتیازات اجتماعی، ضعف شخصیتی، عدم ثبات شغلی و موقعیت افراد، ایجاد حس بی لیاقتی و در نتیجه اضطراب و آشفتگی و ... می کنند که نتیجه آن، چیزی جز فروپاشی آرامش و سم پاشی روحی اذهان نیست.

آنان در واقع، اهداف خود را با بکارگیری دو روش متفاوت خشونت آمیز و مسالمت آمیز بصورت متناوب، پیش می برند، بطوری که در بعضی مواقع سلاح آنان در این راه، صمیمیت، حس دوستی، اهدای امتیازات جهت جلب اطمینان و تایید است و در برخی دیگر خشونت.

2- رواج انزواءطلبی و عدم ارتباط با خارج گروه

یکی از روشهای رهبران این گروه، عدم ارتباط اعضاء با دوستان، خویشاوندان و ... است که افکار و ایدولوژی آنان به نوعی با اهداف گروه همخوانی ندارد. حتّی در این راه به حمایت مالی و دیگر نیازهای اعضاء نیز اقدام می شود تا دیگر نیازی به ارتباط با بیگانه ها نداشته باشند.

3- در اینجاست که این رهبران با حس القاء والای ارزشها و اهداف گروه، تمرکز و تجمع آنها، ایجاد برنامه های اغتشاشات روحی، به قدرت کنترل و تسلط بر افراد، شرایط و دیگر عوامل اجتماعی دست می یابند.

در واقع احاطه فکری آنان براعضای گروه تا حدّیست که آن افراد کاملاً خود را تافته ای جدا بافته از روحیات و افکار قبل، همچنین دیگر افراد جامعه، می دانند. که تأثیر این حالات در آنان، بصورت حاشیه ای در رفتارشان مثل عدم قبول دیگر اذهان، کناره گیری از آنها و حتّی خیانت و حمله ور شدن به دیگر باورها و ارزشهای قبلی خود نمایان می شود.

آنان به تدریج با تلقینات رهبران و تحت تأثیر شرکت در سخنرانی ها، وقایع و ... دیگر بطور کامل رابطه ی خود را با افراد خارج از گروه قطع می کنند. در این راه حتّی از عدم مکالمه تلفنی، مکاتبه ای خود با خویشاوندان، دوستان قبلی خود در محیط آموزش، کار و ...نیز دریغ نمی کنند. در واقع اهداف گروه خود را بر هر چیزی برتری می دهند و تمام وقت خود را صرفاً با آنها می گذارنند.

4-تحقیر دیدگاه و تصورات شخصی

این روش، یکی از موثّرترین مراحل القائات ذهنی و کنترل آن است. با تسلط و تحقیر افکار و باورهای گذشته ی افراد، سعی در زشت جلوه دادن رویه و تصورات ذهنی قبلی آنان دارند و به نوعی این افراد تحت این فشارها به منیّت خود شک می کنند. در ادامه، با دیده ای تحقیرآمیز بر افکار، دیدگاه و احساسات قبلی خود می نگرند، در نتیجه، با این تردید و اختلال در درک واقعیتهاست که رهبران می توانند ناگهان مسیر زندگی آنان را به طرف دیدگاه و اهداف خود سوق دهند. در این مرحله، اعضای گروه به باورهای فردی و گذشته خود پشت کرده، به تدریج این افکار را منفی و در مقابل برای دستیابی به بقا و ارتقاء دانش و حس مفید بودن در خود، پیشرو این گروهان می شوند.

5-تلاش های مکرر در ایجاد عدم اعتماد به نفس و خود باوری در افراد

تحقیقات و آمار نشان داده است که افراد عضو این گروه ها، به خودی خود بروی اهداف و جاری شدن آنها اراده ای مستقیم ندارند. آنها تنها در تصورات خود فکر می کنند که همواره حق با آنهاست و هیچ اشتباهی در این راه مرتکب نشده اند. در اصل برخلاف تصوراتشان، آنان فقط عضوی بی اراده و تنها تحت اختیار رهبران گروه برای رسیدن به اهداف هستند.

6- ابزار و زبان احاطه ذهنی

ناسازگاری، آشفتگی و عدم حمایت، ابزاریست که در مواقع لزوم، رهبران در پیشروی و کنترل اوضاع، از آنها استفاده می کنند. همچنین این رهبران گاهی اوقات از اغفال مستقیم و ایجاد تردید در حقایق و نیرنگها درخود اعضای گروه نیز جهت تحریک و تثبیت ادّعاهای خود بهره می برند.

محور اصلی در گفتارها و مباحث آنها، مسائل و مشکلات ایجاد شده توسط افراد غیر عضو است که خود به نوعی زبان ارتباطی بین آنها محسوب می شود.

این رهبران در راه ثبات اهداف خود، دست به عباراتی جدید و شعارگونه می زنند؛ بطور مثال: "دنیای ما، نیک، برتر، هوشیارانه است، در حالی که دنیای دیگران، شیطانی، غیرهوشیارانه و جاهلانه است"

در این گروه ها، انتخاب و اختیار عمل برای اعضاء، معنایی ندارد، آنها با کنترلی دقیق، هر عاملی که منجر به تزلزل اساس و اعتبار بنیاد آن گروه شود را به خودی خود محو می کنند.

با این تکنیک، از ایجاد افکاری مستقل در گروه جلوگیری می شود، به طوری که با ایجاد یک سیستم حساب شده و دقیق، هر گونه شورش در اعضاء را تشخیص و خنثی می کنند. در سال 1984 در ایالت ارویل، با خاموشی نطق مردم، افکار و باورهای جدید را درجامعه ای جدید ایجاد کردند، در واقع با کنترل افکار مردم است که، خود به خود پیاده کردن افکار و باورها قابل اجراست.

7- ایجاد یا استفاده از جوّ حاضر جهت اهداف مادی

در این بین است که با کنترل و دخالت مستقیم آنها بر افکار، باورها و اختیارات دیگران تهدید و رو به نابودی می رود و در ادامه به تدریج مشکلاتی چون، بیماری های جسمی و روحی، اعتیاد، توّرم اقتصادی، ورشکستگی، طلاق، عدم تمایل به تشکیل خانواده و... ایجاد خواهد شد.
ترکیبی از این هفت مرحله، به اضافه ی روشهای دیگر و تأثیر و القای آنها بر اجتماع، همواره از تاریخ کهن بشریت تا به حال، یکی از الگوهای رهبران بوده است، البته شایان ذکر است که گاهی تمامی این مراحل در قالبی غیرملموس و روشی مسالمت آمیز پیش می رود.
+ نوشته شده در  88/11/30ساعت   توسط سمیرا  | 

وقتی مردی شما را بخواهد!

وقتی مردی شما را بخواهد...

 

http://www.iranalive.org


 
وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.
اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.
دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.
هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.
رفتار آرامتر همیشه بهتر است.
قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.
اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.
یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.
پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.
هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن اس
ت اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.
تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.
از مردانی که پیش از ازدواج تقاضای رابطه جنسی میکنند دوری گزینید.
برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.
اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.
هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.
شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.
هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.
او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.
اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.
هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.
اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.
مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.
همه مردها بد نیستند.
نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.
بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم
و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.
هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.
شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.
کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در د
سترسش باشید، کم کم نادیده تان می گیرد.
هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.
این مطالب را برای بقیه خانم ها هم مطرح کنید.
بااینکار لبخند به لبان بعضی ها می آورید، بعضی ها را درمورد انتخابشان به فکر می اندازید و خیلی های دیگر را هم آماده می کنید.
می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید.
 

+ نوشته شده در  88/11/30ساعت   توسط سمیرا  | 

10 راه ساده برای آرامش بخشیدن به زندگی

زندگی در بهترین حالت خود، آشفته و پرهرج و مرج است. همه ما همیشه در عجله هستیم، چند کار را به طور همزمان انجام می دهیم و سعی می کنیم برای همه آدم ها همه کار بکنیم و ندرتاً وقت کافی برای خودمان می گذاریم. همه ما در جستجوی آرامشیم اما معمولاً آنچه که لازمه دستیابی به آن است را انجام نمی دهیم و دنبال راه هایی برای به دست آوردن آرامش می رویم که فقط هرج و مرج زندگیمان را بیشتر می کنند. در این مقاله راه های ساده ای برای ایجاد آرامش در زندگی به شما پیشنهاد می کنیم...

براي مشاهده ادامه متن به ادامه مطلب برويد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/09/02ساعت   توسط سمیرا  | 

تست حس ششم

آیا حس ششم وجود دارد؟

آیا این یک خرافات قدیی نیست ؟

آیا بعضی از انسانها دارای توانایی های فوق بشری هستند؟

آیا بعضی از انسانها میتوانند چیزهایی را درک کنند که همه در حالت عادی از آن غافلند؟

 

براي مشاهده متن كامل به ادامه مطلب برويد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/25ساعت   توسط سمیرا  | 

شخصیت شناسی با استفاده از رنگ چشم


رنگ چشم سبز

رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری ها، خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرور هستند.این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران سعی می
کنند تا آخرین توان خود را مصرف کنند.


رنگ چشم آبی

دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند و به همین نسبت جرات و شجاعت وی‍ژه ای هم به خرج می زنند. قابل توجه است که بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند.

............

به ادامه مطلب برويد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/25ساعت   توسط سمیرا  | 

موفقیت = ایمان + اراده + تلاش

همین امروز دیدگاهتان را نسبت به زندگی تغییر دهید.
آیا در حال حاضر از زندگیتان ناراضی هستید؟ نمی توانید شغلتان را تحمل کنید؟ آیا صبح که از خواب بیدار می شوید آرزو می کنید که ای کاش هرگز بیدار نمی شدید؟ اگر جوابتان مثبت است این وظیفه را به عهده دارید که تاسف خوردن را کنار بگذارید و خودتان را باور کنید و به رویاها و خواسته های خود دست یابید. این زندگی شماست! و شما خود سرنوشت تان را رقم می زنید! همه ما در زندگی انتخاب های اشتباهی داشته ایم و همه با گرفتاری ها و ناملایمات زیادی روبه رو بوده ایم. اما آن چه یک بازنده را از برنده جدا می سازد چیز واقعا ساده ای است به نام نگرش و دیدگاه.

اگر نسبت به خودتان احساس تاسف دارید پس زندگیتان به سوی وضعیت اسفبار و غیر قابل تحملی می رود. از سوی دیگر اگر دیدگاه شما نسبت به زندگی مثبت، جدی و مصمم باشد در نتیجه شما خوشبخت، مسرور و موفق زندگی خواهید کرد.

به زندگی افراد موفق نگاه کنید، آیا تصور نمی کنید که دیدگاه آنان تاثیر بسزایی در موفقیتشان داشته است؟ سال 1999 بدترین سال زندگیم بود و من مجبور بودم چهار عمل جراحی در فاصله زمانی 6 ماه انجام دهم. بدین ترتیب نمی توانستم برای یک سال تمام آموزش دهم. برای خودم متاسف بودم و به شدت احساس تنهایی و افسردگی می کردم. زندگیم بی ارزش، ناخوشایند و سخت شده بود اما با داشتن چنین دیدگاه منفی و احساس تاسف داشتن نسبت به خودم، آن را خیلی سخت تر کردم تا این که تصمیم گرفتم دیدگاهم را تغییر دهم و افسردگی را از خود دور سازم. برای داشتن بدنی سالم لازم است ماهیچه هایمان را با غذاهای مغذی تقویت کنیم و برای داشتن زندگی توام با نشاط، سرور و موفقیت باید ذهن خود را با افکار مغذی تقویت نماییم. و این همان کاری است که من شروع کردم و پس از آن زندگی ام رو به بهبودی گذاشت. من هرنوع عذر و بهانه را کنار گذاشتم و دیگر نسبت به خودم احساس تاسف نداشتم. سعی کردم خود را باور کنم و این خودباوری تحول زیادی در زندگی ام ایجاد کرد. اکنون آماده ام که هر روز فرصت هایی را به دست آورم و به بهترین وجه از آن استفاده کنم. من جدی، مصمم و سرشار از ایمان هستم. هر روز موفقیتی به دست می آورم که همیشه در رویاهایم بود.

به این ترتیب برای کسب موفقیت به یک فرمول اثبات شده دست یافتم و حال آن را در اختیار شما هم می گذارم تا بتوانید زندگیتان را متحول کنید. اگر احساس می کنید با نشاط هستید، خوشحالم، پس این فرمول برای شما کاربرد عملی ندارد. اما اگر دیدگاه شما دیدگاه سالم و مثبتی نیست در نتیجه فرمول موفقیت من، برای شما مناسب است و کاربرد عملی و مثبتی خواهد داشت.

موفقیت = ایمان + اراده + تلاش

مهم نیست که در زندگی چه می خواهید، شما باید در هر کاری تلاش کنید.هیچ چیز در زندگی به آسانی به دست نمی آید و اگر همه، زندگی با نشاط و موفقی داشته باشند دیگر ارزش زندگی و معنی موفقیت مصداق و جایگاهی نخواهد داشت. باید مصمم و با اراده باشید و با عزم راسخ، بر ناملایماتی که خود را وارد زندگی شما می کنند، غلبه کنید و آخرین مرحله و مهم ترین آن ایمان است. باید به خودتان ایمان داشته باشید. ایمان به این که تمام سخت کوشی ها و تلاش های شما نتیجه بخش خواهند بود. اگر این فرمول را عملی کنید در نهایت موفقیت به دنبال آن خواهد آمد.همه ما در طول زندگی فقط یکبار فرصت داریم که از زندگی خود به بهترین نحو و کامل ترین وجه استفاده کنیم. وقتی بمیریم دیگر هرگز به روی زمین باز نمی گردیم. تصور نمی کنید که نسبت به خودتان این تعهد اخلاقی را دارید که بیشترین بهره را از زندگی ببرید. شما شایسته و سزاوار هستید که با نشاط و خوشبخت زندگی کنید، اما فقط خودتان می توانید این تصمیم را بگیرید. خود را باور کنید و به خواسته ها و رویاهای خود دست یابید. طفره رفتن و امروز و فردا کردن را کنار بگذارید! هم اکنون اقدام کنید. نگویید خیلی دیر شده است یا دیگر پیر شده ام. هرگز دیر نیست تا زمانی که واقعا با شکست مواجه شوید.

آیا می خواهید وقتی به سن 90 سالگی می رسید، خاطرات خوش گذشته زندگی طولانی خود را به یاد بیاورید و در آن باره صحبت کنید. آیا قادر خواهید بود بگویید، من نسبت به خودم احساس غرور می کنم، در طول زندگی ام سخت تلاش کردم و به هر چیزی که می خواستم دست یافتم. یا شاید میخواهید در آن زمان احساس تاسف کنید و آرزو کنید ای کاش می توانستم زندگی ام را از نو شروع کنم. نگذارید چنین اتفاقی بیفتد. بدون هیچ دلیل تراشی و عذر و بهانه ای می توانید همین حالا اقدام کنید. به خواسته هایتان دست یابید و هرگز تسلیم نشوید مهم نیست که چقدر سخت به نظر آید، چون من به شما می گویم که دست یابی به رویاها به طور یقین آسان نیست.

نوشته : کریس میشل مترجم : ناهید خسروی

 

+ نوشته شده در  88/06/07ساعت   توسط سمیرا  | 

با سرعت حرکت نکنید!!!

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت.
ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد .
مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد.
پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت:"اينجا
خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم.
"براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار ش
دم از اين پاره آجر استفاده كنم ".


مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد.
 در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !
 خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند.
 اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند.

 اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!

+ نوشته شده در  88/06/03ساعت   توسط سمیرا  | 

دعوا و جرو بحث شخصیت فرد را تخریب می کند

 

یک داستان و یک پند:

یک روز تعطیل برای هواخوری از خانه خارج شدم و به یکی از تفریح گاه های معروف شهر رفتم، ازدحام جمعیت غوغا می‌کرد و کندی حرکت در مسیر راه پیمایی من را یاد شلوغی های خیابان و ترافیک وحشتناک پایتخت می انداخت. اما نسیم خنکی که در نیمه های تابستان صورت همگان را نوازش می داد و صدای موزون و هماهنگ برگ درختان که همراه با نسیم شبانگاهی قطعه ای هنری از جلوه طبیعت زیبا را می نواختند، هر آدم طبیعت گرایی را از عالم شهر بیرون می برد و به یاد باغ های مصفا و خوش آب و رنگ اطراف شهر می انداخت. ناخودآگاه نگاهم به آب روان رودخانه پایین دست که از کنارمان می گذشت خیره شد و احساس کردم که صدای آب رودخانه و صدای حرکت درختان در ذهنم ترانه می سازند. ترانه ای که وجودم را پرواز می داد. اما من به پرواز نرسیدم! زیرا احساس کردم ضربه ای به سرم وارد شد. ابتداپنداشتم که از ذوق حرکت درختان بود اما وقتی صدای آهنگ طبیعت در ذهنم کاسته شد متوجه درگیری دو خانواده در کنار خود شدم که از قضا یکی از حرکات رزمیشان هم نثار من شده بود.

وقتی به خودم آمدم درگیری شدید دوخانواده را دیدم که وساطت سایرین و انتظامات محل هم دردی را از آن دوا نمی کرد. بالاخره بعد از مدتی کش مکش و انجام حرکات آکروباتیک طرفین که کاملا هم ناشیانه بود! هر دو جناح از نفس افتادند و ترجیح دادند که در ادامه کار با تقدیم کلمات غیر ادبی به یکدیگر از هم فاصله بگیرند و شمع ماجرا را زیر سیبیلی خاموش کنند.

چون به دنبال مطلبی برای نوشتن بودم سعی کردم به تعقیب یکی از آن دو خانواده بپردازم تا با زیرنظر داشتن رفتار و حرکات بعد از جنگ خانوادگیشان، تحقیق و بررسی در این زمینه داشته باشم.

لحظات جالبی بود، به نظر می آمد خانواده ای که من مخفیانه به تعقیب آن ها پرداختم از سطح بالای اجتماعی برخوردار بودند زیرا مرتب و شیک پوش بودند و با لحن زیبایی سخن می گفتند، رفتارشان کنترل شده بود و اصراری به ادامه ماجرا نداشتند.

آن خانواده که از پدر و مادر و دو پسر و یک دختر جوان تشکیل شده بود بعد از اتمام درگیری در گوشه ای از تفریحگاه سرگرم سرزنش و انتقاد یکدیگر شدند. دختر خانواده به برادرانش می گفت:" این همه راه تا این جا اومدیم تا تفریح کنیم و لذت ببریم اما غرور شما دونفر همه چیز رو خراب کرد و اعصاب همه رو به تشنج کشید" مادر خانواده هم با عصبانیت می گفت: " دعوا برای انسان نیست چون جز استرس و مشکل زایی چیز دیگری نداره،وقتی آدم می تونه با صحبت کردن در آرامش و امنیت مشکلش رو حل کند چرا باید با درگیری و زد و خورد این کار رو انجام بده؟! هیچ کس توی دعوا پیروز نمی شه، شما می خواستید از طبیعت لذت ببرید ولی سر یک موضوع الکی فشار و اعصاب خودتون و خانواده رو له کردید. پیروز شدن شما توی دعوا به این استرس و اضطرابی که الان داره به ما وارد می شه نمی ارزه"

بله این خلاصه یک دعوای خیابانی همراه با خانواده بود.

در گذشته آدم ها تصور می کردند زمانی که با طرف مقابلشان به توافق نمی رسند بهترین راه این است که فورا یک چک یا لگد تقدیم یکدیگر کنند و با زبان تنبیه با هم رفتار نمایند که در این مواقع مسلما طرف قدرتمندتر، پیروز میدان بود یا کار به کلانتری و شکایت و دادگاه و التماس و از این جور حرف ها می کشید که نه عاقبت خوشی داشت نه جلوه زیبایی. اما آن زمان مشغولیات زندگی کم تر بود و فرصت مردم برای پرداختن به کارهای حاشیه ای بیشتر، همین بود که در برخی از سطوح اجتماعی آن زمان دعوا و درگیری و پیروزی در آن یک نوع تفریح و سرگرمی به حساب می آمد و طرفداران زیادی داشت.

حال، در دنیای امروز بعد از گذشت دهه های مختلف علمی و فرهنگی و مدرنیزه شدن زندگی آدم ها و ارتقای چشمگیر سطح فرهنگی ، اجتماعی و علمی مردم، دیگر نه تنها دعوا، درگیری و جرو بحث با دیگران یک نوع تفریح و سرگرمی به حساب نمی آید بلکه نوعی خطای اجتماعی و ضعف فرهنگی است که علاوه بر مشکلات و معضلاتی که ایجاد می کند، موجب تخریب شخصیت فردی و اجتماعی نزاع کننده و اطرافیان او می شود.

در زندگی افراد با شخصیت و فهمیده جرو بحث و درگیری هیچ جایگاهی ندارد، عصبانیت لحظه ای و بد و بیراه گفتن و انجام حرکات فیزیکی، در ذهن این افراد، اعمال و رفتاری زشت و ناپسند است که می تواند شخصیت فرد را نابود کند و اعتبار او را ضعیف جلوه نماید.

آن ها اغلب از پیش بردن بحث به دعوا و درگیری به شدت جلوگیری می کنند و هیچ گاه گونه ای یا حالتی صحبت و رفتار نمی کنند که موجب تحریک دیگران و شروع جرو بحث شوند. این افراد به آرامی و در کمال متانت سخن می گویند و از تو هین و تحقیر دیگران خودداری می کنند.

مزایای این گونه رفتار در این است که از مشکلات و عواقب درگیری و جروبحث در امانند،رابطه متعادل خود را با دیگران حفظ می کنند، اعتبار و شخصیت فرد و اطرافیان او نزد دیگران حفظ می شود، استرس و فشار اجتماعی این موضوعات به آن ها برخورد نمی کند، آرامش و متانت رفتاریشان آسیب نمی بیند، وقت آن ها برای حضور در بیمارستان و دادگاه و پاسگاه تلف نمی شود و شخصیت اجتماعیشان در این مکان ها تحقیر نمی‌شود. در این صورت با یک گذشت لحظه ای، خود را از ورود به یک دردسر بزرگ نجات می دهیم و با فراموش کردن موضوع بدون هیچ مشکلی به ادامه کار خود می پردازیم.

زیباتر از همه آن است که به خودمان ثابت می کنیم فردی صبور و منطقی هستیم و اوضاع را در هر شرایطی به بهترین روش کنترل می کنیم تا به اهداف مثبت خود برسیم. ما یاید در ذهن خود حک کنیم که مشکلاتی که با خشونت به سختی حل می شوند با مهربانی محو خواهند شد.

+ نوشته شده در  88/05/31ساعت   توسط سمیرا  | 

چگونه عقایدمان را تغییر دهیم؟

بزرگترین نقطه شکاف زندگی افراد زمانی است که باورهایشان را تغییر می دهند. احتمالاً از خودتان می پرسید چطور باید عقیده تان درمورد یک چیز را تغییر دهید؟ درست است؟ این جزء طبیعت انسان است که از چیزی که موجب ناراحتی و رنج او می شود اجتناب کند. پس یکی از موثرترین راه ها برای تغییر یک باور این است که مغزتان را با درد و رنج توام با باور موجود عجین کنید. باید از ته دل احساس کنید که این باور نه تنها موجب غم و رنج شما در گذشته شده است، بلکه در زمان حال هم برایتان ناراحت کننده است و مطمئناً در آینده نیز همین منوال را دنبال خواهد کرد. دوم اینکه، باید شکل گیری یک باور جدید را با یک لذت وصف ناشدنی در ذهنتان همراه کنید. این الگوی ابتدایی است و آنقدر باید تکرار شود تا تغییرات قابل توجهی در زندگیتان ایجاد کند. نباید هیچوقت روانشناسی طبیعی انسان را فراموش کنیم که هرکاری که می کنیم یا از سر نیاز به دوری از درد و رنج است یا از میل به دست یافتن به لذت و خوشی و اگر هر چیزی را توام با درد و رنج در ذهنمان تصور کنیم، دیگر دست از آن فعالیت برخواهیم داشت.

در مرحله دوم باید در خودمان شک ایجاد کنیم. اگر واقعاً صادق باشید، قبول می کنید که باورهایی در گذشته داشته اید که با اعماق وجود از آنها دفاع می کردید اما حالا از قبول آن خجالت می کشید. اما این تغییر ناگهانی چطور در شما اتفاق افتاده است؟ چه بر سر باورهایتان آمده؟ احتمالاً چیزی باعث شد که به آنها شک کنید، درست است؟ ممکن است یک تجربه در زندگیتان سیستم عقیدتی قبلیتان را تهدید کرده باشد. ما تجرییات بسیار زیادی در طول زندگی به دست می آوریم که باعث می شود باورها و عقاید سابقمان را زیر سوال ببریم.

اما همیشه هم یک تجربه جدید با تغییر باورها همراه نیست. گاهی اوقات خیلی ها تجربیاتی به دست می آورند که مستقیماً با باورهای قدیمیشان تناقض دارد اما باز هم تمایلی به تغییر ندارند. پس نتیجه می گیریم که تجربیات جدید فقط زمانی ایجاد تغییر می کند که باعث شود باورهای قدیمیمان را زیر سوال ببریم. وقتی عقاید سابقمان را سبک و سنگین می کنیم، این احتمال وجود دارد که بفهمیم آنچه که طی سالیان دراز ناآگاهانه باور داشتیم مبتنی بر پیش فرض هایی نادرست بوده است. مثل این است که بخواهیم چیزیکه در دیوار فرو رفته را بیرون بکشیم. چون نمی توانیم آنرا مستقیماً بیرون بکشیم مجبور می شویم که دیوار دور آن شیء را خراب کنیم تا بیرون بیاید. این استراتژی درمورد باورهایمان هم صادق است. باید ببینیم این باورها روی چه ستونی استوار هستند. وقتی شروع به لرزاندن آن ستون می کنیم دیگر آن احساس گذشته را نسبت به آن عقیده نخواهیم داشت و این آغازی است برای تغییر.

+ نوشته شده در  88/05/26ساعت   توسط سمیرا  | 

با سرخوردگی اول ازدواج چه کنید!

 

بین یکی شدن با همسرتان در حالی که هویت و شخصیت اصلی خود را حفظ می‌کنید ، خط باریک و ظریفی وجود دارد. این مسأله، موضوع چالش برانگیزی است . خصوصاً اگر تازه به زندگی مشترک وارد شده اید...

همدل و همراه تا ته دنیا

بین یکی شدن با همسرتان در حالی که هویت و شخصیت اصلی خود را حفظ می‌کنید ، خط باریک و ظریفی وجود دارد. این مسأله، موضوع چالش برانگیزی است . خصوصاً اگر تازه به زندگی مشترک وارد شده اید...

شاید بپرسید: « منظور از یکی شدن چیست و چگونه من و همسرم می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟»

یکی شدن نیاز به تلاش و ممارست دارد. این مساله نمی‌تواند سریع رخ دهد اما با تلاش و تعقل می‌تواند اتفاق افتد.

برای زوج‌های جوان تجربه درجه ای از پشیمانی در ابتدای ازدواج ، امری متداول است ، تغییر ناگهانی که پس از پایان ماه عسل ایجاد می‌شود یکی از سنگین ترین لحظات زندگی است. بسیاری از زوج‌های جوان، این لحظات را مثل «ریخته شدن آب سرد روی صورتشان» توصیف می‌کنند.

برخی هم آن را به صورت‌های زیر بیان می‌کنند:

«من احساس می‌کنم در سیاره دیگری هستم و می‌خواهم به خانه خودم برگردم.»

«من دلم برای کارهایی که دوست دارم انجام دهم تنگ شده است.»

جمله ای که اغلب مشاوران ازدواج می‌شنوند این است که زوجین بیان می‌کنند که «اگر دو نفر تبدیل به یکی شوند، این بدان معناست که من به عنوان یک شخص ناپدید خواهم شد؛ پس قضیه را فراموش کن!»

اگر شما هم این گونه فکر می‌کنید تصور نکنید که تنها هستید یا موقعیت ناامید کننده ای دارید. بسیاری از زوج‌های دیگر نیز چنین تصوری دارند. نقل قولی که در ادامه آمده، نشان دهنده این حقیقت است که تغییر شرایط از دوران مجردی به متاهلی اغلب مشکل است.

«من تصور می‌کنم سختی‌های زیادی که در هماهنگ کردن دو زندگی با هم وجود دارد شبیه به حرکت کردن در جهت مخالف طوفان و یافتن یک جای امن و آرام است.»

بسیاری از زوج‌ها از چگونگی ترکیب دو شخصیت و هماهنگ شدن خواسته‌ها، آرزوها و رویاهایشان با یکدیگر، متعجب هستند و آن را عقلانی نمی‌پندارند بلکه معتقدند که ازدواج و ایجاد هماهنگی بین دو نفر مربوط به روح بوده و خداوند در آن دخیل است.

تغییر و تحول از مرحله مجردی (با آزادی‌های خاص خود) به متاهلی ( با تعهدات ویژه آن) می‌تواند در طرفین احساس عصبانیت یا ضرر و زیان را ایجاد کند. اما می‌توان با آن کنار آمد.این احساسات طبیعی هستند.

وقتی ما از دوران مجردی به متاهلی گام می‌نهیم، احساس زیان می‌کنیم. حس از دست دادن چیزی، احساس ناخوشایندی در ما ایجاد می‌کند. اما همین که در رابطه خود با شخصی که با او پیمان بسته ایم رشد و پیشرفت می‌کنیم غم و‌اندوه به شادی، رضایت و خرسندی تبدیل می‌شود.

در ازدواج باید به جای خودخواهی شخصی، احساس نزدیکی و وحدت با طرف مقابل داشت و تا حدودی تمایلات شخصی را به خاطر دیگری زیر پا بگذاریم. در این حالت تمامی احساسات ناخوشایند جای خود را به شادی و نشاط می‌دهد.

ایجاد یگانگی و وحدت، نیاز به تلاش زیادی دارد اما ارزش این همه سعی و تلاش را دارد.

اگر با چالش‌های «با هم بودن» دست و پنجه نرم می‌کنید چند پیشنهاد ساده زیر می‌تواند به شما کمک کند.

1 - به یاد بیاورید که خداوند شما دو نفر را برای یک دلیل و هدف خاص در کنار هم قرار داده است و این که شما یکدیگر را پیدا کرده اید تصادفی نیست. او خواسته، شما یک روح باشید در دو بدن و به یکدیگر عشق بورزید و تا زمان مرگ در کنار هم باقی بمانید.

2 - طریقه فکر کردن خود را تغییر دهید. شما هنوز هم یک فرد مستقل هستید اما در کنار فردی دیگری زندگی کنید. پس باید طرز فکر خود را تغییر دهید. چرا که اکنون تنها به خود تعلق ندارید و نباید مثل فردی مجرد رفتار کنید. با تغییر طرز فکر خود ، نوع احساسات خود را نیز می‌توانید تغییر دهید. مثل فردی متاهل فکر کنید؛ در این حالت همین گونه نیز احساس خواهید کرد.

3 - سعی کنید روی اشتباهات همسرخود تمرکز نکنید و با تغییر خود شروع به افزایش یگانگی و همدلی با او کنید.

4 - از دیگران یاد بگیرید. از زوج‌های موفقی که در اطرافتان می‌شناسید راز و رمز موفقیت شان را جویا شوید. ببینید آنها چه عادات و رفتاری داشته‌اند که چنین ازدواجی‌های موفقی را تجربه کرده‌اند.

در رابطه زناشویی، بیش از هر چیز سعی کنید سرگرمی‌های مشترکی را ایجاد کند و وقت زیادی را با هم و در کنار یکدیگر بگذرانید. همدلی و همراهی باعث ایجاد حس آرامش در طرفین خواهد شد و هدف اصلی ازدواج نیز رسیدن به همین ساحل آرامش است.

+ نوشته شده در  88/05/23ساعت   توسط سمیرا  | 

هر خانمی چه مانتویی بپوشد؟

 

یکی از لباس های ضروری خانم های ایرانی مانتو است. نکات بسیار مهمی در انتخاب مانتو وجود دارد که بستگی به اندازه قد و ترکیب اندامی شما دارد، که با رعایت این اصول می‌توانید بهترین مانتو را انتخاب کنید تا ظاهرتان متناسب دیده شد. من در اینجا مهمترین این نکات را با توجه به اندام متفاوت برای شما شرح خواهم داد:

خانم‌های قد بلند:

لباسی که از بالا تا پایین تکرنگ باشد به دلیل اینکه خطی یکدست ایجاد می‌کند، شما را بلندتر نشان خواهد داد. انتخاب رنگی متفاوت برای مانتو و شلوارتان، باعث می‌شود که قد شما به چند قسمت مختلف تقسیم و تفکیک بشود و در نتیجه کوتاهتر و متناسب‌تر دیده بشوید. پس به خاطر داشته باشید هرگز مانتو و شلوار یک رنگ نپوشید و سعی کنید مانتو و شلوار و حتی کفشتان در چند رنگ متفاوت اما در یک هارمونی انتخاب شود.

مانتوهای خیلی کوتاه نیز پاها را بلندتر از آنچه هست نشان می‌دهد پس از پوشیدن چنین مدل‌هایی خودداری کنید.

....

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/05/23ساعت   توسط سمیرا  | 

عیدتان مبارک

 

 

نیمه شعبان بر همه شیعیان مبارک

 

 

+ نوشته شده در  88/05/16ساعت   توسط سمیرا  | 

10 فایده لبخند زدن

1. لبخند جذابتان می کند.

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.

3. لبخند مسری است.

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهنربا به سمت خود می کشید.

4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.

10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.

لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

پس....همیشه لبخند بزنید.

+ نوشته شده در  88/05/16ساعت   توسط سمیرا  | 

10 ژست آسان برای خوشحال نمودن همسر

زنها به همه چیز توجه دارند - منظـورم همه چیز هـسـت. آنها استاد کشف چیزها بـهـ مراه جـزئیاتشان می باشنـد. بنابراین حتی کوچکترین رفتارها اگر صمیمانه و متفکـرانـه انجام پذیرند، نه تنها از طرف هـمسـرتـان مـورد تـحـسیـن و تقدیر قرار خواهد گرفت، بلکه باعث تحکیم روابط و برقراری حب و دوستی بیشتر بین شما خواهد شد.
الـبـتـه مـنـظـور از این اعمال فقط کمک در انـجام امور خانه نیست. برخی از مردان تصور می کنند که شـسـتن ظروف نـهایت ابراز یک رفتار رمانتیک به شمار میرود. این ایده خـوب است ولی کافی نیست.تمیز و مرتب نمودن محیط بیشتر یک انتظار محسوب میشود تا یک لطف.

اگر واقعا تصـمیم تـحت تاثیر قـراردادن و خـوشحال نمودن همسر خود را دارید نکات زیر را دنبال کنید و مطمئن باشید نتایج چشمگیری عایدتان خواهد شد.


دستورالعمل های رومانتیک تهیه نمایید

هنگامیکه همسرتان به خانه می آید، یک موضوع ماجراجویانه کوچک برایش محیا کنیـد. در قسمتی از خانه یاداشتی که به او بگوید چه باید بکند، قرار دهید. یاداشت دومـی را در محلی که باید آن کار مورد نظر را انجام دهد، بگذارید و به همین ترتیب.
توجه داشته باشید که یادداشتها را بصورتی رومانتیک تدارک ببینید تا خودش را بـتـدریج بـرای شـبی خـاطره انگیز و بیاد ماندی آماده نماید. برای مثال به او بگویید در آشپزخانـه یـک لـیـوان چـای گرم بنوشد، سپس دوش بگیرد و یک موسیقی ملایم بگذارد - متـوجـه منظور می شوید؟




به او بگویید که زیبا است

زنها هیچگاه از شنیدن این جمله خسته نمی شوند و حتی زمانیکه انتظار شنیدنش را ندارند، بیشتر لذت می برند. گه گاهی به محل کار همسرتان تلفن زده و این موضوع را به او گوشزد کنید. یـادداشتی حاوی این پیغام در کیـفـش قـرار دهـید تا او در طول روز به آن برخورد کند. همچنین ایـمـیلی بـرایـش بـفرستید و بنویسید که دیگر تحمل دوریش را ندارید. او برای دیدن شما بسیار مشتاق و هیجان زده شده و مـمکن است حتـی محـل کارش را زودتر ترک نماید.



برایش نامه ای دست نویس بنگارید

شاید ایمیل مهمترین ابداع نسـل کنـونی بحساب آید اما چیز مهمی از زندگی را از بین برده است: اسرار و مکتب رومانتیک یک نامه دست نویس. بنابراین آنرا بازسازی نموده و یکی برایش بفرسفید. می تواند یک نامه عاشـقـانـه، داـستانی، اقراری و یا هر آنچه که همسر شما خوشش می آید باشد. فقط آنرا چاپ نکنید.


او را به یک رستوران ببرید

بیاد داشته باشید که این عنصر "غافلگیر نمون" است که باعث بهدف رسیدن میـشـود. بـطور غـیر منتظره به محل کار همسرتان رفته و او را به رستورانی در آن حوالی بـبـریـد. حتی می تـوانید غـذای او را آورده و فـی البداهه به یک پیکنیک کوچک بروید. شما پدیده بـرجسته روز او خواهید شد بخصوص هنگامی که همکارانش می بینند که وی چه مـرد رومانتیکی دارد.



غذای مورد علاقه اش را برایش بپزید

همه بانوان موافقند مـردی که بـا آشـپـزخـانه بـیگانه نباشد واقعا یک مرد کامل است. هر مـردی بـاید بـا پـختن غـذاهای آسـان آشنا بوده و بتواند حداقل یک غذای مشکل را طبخ کنـد. روش پـختـن غذای مورد علاقه او را یاد گرفته و خـود را در دریـای مـحـبـت وی غـرق شده ببینید.



او را به یک قرار ملاقات "رسمی" دعوت کنید

بعد از زمان طولانی با هم بودن، زوجین تمایل به کندی و از دست دادن هیجانات مفـرط روزهای اولیه زندگی پیدا می کنند. این چیزی است که اغلب زنان تاسف آنرا میخورنـد. بـنـابـراین آن هیجـانات از دست رفته را بازیابی نموده و او را برای یک ملاقات زیـبـا دعوت نمایید. بهتر است او را به مکانی با کلاس و مجلل که مستلزم پوشیدن لبـاس رسـمـی مـی بـاشد ببرید ( می دانید که زنان عاشق شیک لباس پوشیدن هستند ) برای اینـکه به کار خود واقعا رسمیت بخشید، از او از طریق یک نامه یا ایمیل دعوت بعمل آورید.



برایش هدیه ای بعنوان یادگاری خریداری نمایید

یک روز بدون دلیلی خاص هدیه ای منـاسـب کوچکی به او بدهید. البته منظور یک خرس عروسکی و یا دیگر هدایای غیـرقابل تخیل مـوجود نیست. بـه او چیزی بدهـید که برایش ارزش و مـعـنـی داشـتـه باشد. اگر چیزی که وی به آن احتـیـاج داشـته ولی تا به حال از گفتنش بشما اجتناب کرده را برایش خریداری کنید، نتیجه بسیار بهتری خواهید گرفت.



با او برقصید

به همـسرتان یـادآوری کنید که وقتی با او میرقصید چقدر خوب می توانید اینکار را انجام دهید. میتواند در اتاق نشیمن و یا سالن پذیرایی باشد بدون حضور دیگران. او احساس خواهد کرد که داخل صحنه یک فیلم به سر میبرد.



یک شاخه گل به او بدهید

مـنـتظر رسیدن روز ولنتاین یا تولدش نباشید. همین امــروز به همسرتان یک شاخه گـل بـدهـید تا احساسات او را بر انگیخته و محیط اطرافش را مزیـن نـمایـیـد. ابـتـکار داشـتـه بـاشـید و گـلی بـه او بـدهید که قبلا نداده باشید مانند یک تک شاخه رز یا ارکیده. تـحت هیـچ شـرایـطی نـبـاید گیاهانی مانـنـد کـاکتوس را به او داده و ایـن طور وانـمو کـنـید که نشانه عشق و رمز و راز میباشند.



او را نوازش کنید

وقتی همسرتان بعد از روزی سخت و خسته کننده از سرکار به خانه بازگشت به نزد او رفته و با مهربانی و نوازش با او سخن گفته و رفتار نمایید. سعی کنید با خوش رویی و خوش خلقی خستگی و استرس روزانه را از تن وی بیرون نمایید.

در انتها این نکته را بیاد داشته باشید آنچـیزی کـه همسرتان از روی علاقه واقعی بخاطر می سپارد، اعمال کوچک و جزئی شما می بـاشـد. چـیـزهـای کـوچـکی مـانند تهیه یک کاریکاتـور از هـر دوی شـما و یـا ترجـیح دادن وی بجای تماشای مسابقه فوتبال دوشنبه شب.

+ نوشته شده در  88/05/16ساعت   توسط سمیرا  | 

من بی گناهم

 

 

من بی گناهم

 

 

+ نوشته شده در  88/05/12ساعت   توسط سمیرا  | 

امیدم برباد رفت یا داره میره؟

از اولین روزی که خودمو شناختم این جمله رو هم شناختم:هرگز امیدتو از دست نده!

به همه گفتم

از دست ندادمش

همیشه باهاش بودم

اون هم با من بود

ولی امروز...

نمیدونم کجا گمش کردم

شاید هم اون بود که منو گم کرد

امیییییدددددددددد کجااااااااااااااااییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخ

دعا نیاز دارم

امیدم داره ته میشکه

این چه مشکلی بود یکدفعه پیش اومد نمیدونم!

میخوام باز هم بگم

ولی اینبار به خودم

میگم

امیدداشته باش سمیرا

امیدداشته باش

گفتم

...

+ نوشته شده در  88/05/11ساعت   توسط سمیرا  | 

دلم تنگه

روزگاریست که سرزمین روح من هموار است

دور تا دور دلم تا آسمان دیوار است

...

 

هروقت این شعر رو تکرار میکنم گریه ام میگیره

گریه ام گرفت

...

دلم تنگه

 

+ نوشته شده در  88/05/11ساعت   توسط سمیرا  | 

روابط سالم بین خانوم ها و آقایون

آیا زمانیکه هومن، سارا را ملاقات می کند، این امکان وجود دارد که تنها به فکر یک دوستی ساده و کاملاً متعارف باشد؟

خانم ها و آقایون در واقع نمی توانند فقط با یکدیگر دوست باشند، می توانند؟

مسلم است که نمی توانند.

همیشه احساسات جنسی تحریک کننده وارد عمل می شوند و آنها را از مسیر اصلی خارج می کنند؛ در صورت بروز چنین مشکلی، از دست همسر، و یا نامزد حسود طرفین چه کاری ساخته است؟

همیشه باید در نظر داشت که سیستم بیولوژیک بدن زنان و مردان طوری ساخته شده است که آگاهانه و یا ناآگاهانه، از خود نسبت به یکدیگر کشش نشان می دهند.

چند سال پیش یک تحقیق گسترده که توسط دکتر "دان امیرا" استاد جامعه شناسی دانشگاه والتر منتشر شد، 4 مقوله را که منجر به دلایل عدم برقراری دوستی - حتی انواع سالم آن - میان خانم ها و آقایون می شد را به طور مفصل مورد تحقیق و بررسی قرار داده بودند. ما در این قسمت نگاهی اجمالی به 4 مورد فوق خواهیم داشت:

عدم توانایی تشریح دلیل برقراری رابطه
ترس از ایجاد احساسات جنسی و بروز جذابیت جنسی
عدم توانایی طرفین در برقراری اصل مساوات نسبت به یکدیگر
واکنشهای اجتماعی نسبت به یک رابطه غیر رمانتیک

تمام موارد بالا تنها حاکی از یک مطلب هستند: (اینجا چه خبر است؟ آنها فکر میکنند کی هستند؟ نمی خواهند قبول کنند که از نظر جنسی نسبت به یکدیگر کشش دارند!)

بگذارید با واقعیت روبرو شویم. تفاوت زیادی میان جنس های مختلف وجود دارد و زمانیکه یک زن و یک مرد با یکدیگر برخورد پیدا می کنند، تمام این تفاوت ها معنا پیدا کرده و مانع برقراری ارتباط متعارف میان آنها می شوند.

اما می توان از دید دیگری نیز به این قضیه نگاه کرد و با قاطعیت اظهار داشت که ادعای فوق الذکر صحت ندارد.

50 سال پیش اگر هومن و سارا با یکدیگر آشنا می شدند، هومن به عنوان نان آور خانه شناخته می شد و سارا هم صرفاً خانم خانه به شمار می رفت. آنها مشابهت های زیادی نداشتند و در عین حال موقعیت های زیادی هم برای آنها به وجود نمی آمد که بتوانند به واسطه آن مشترکاتشان را پیدا کرده و مطابق با آنها عمل کنند.

آنها در طی زندگی روزانه خود، هیچ گاه با یکدیگر تعامل اجتماعی خاصی نداشتند، مگر اینکه می خواستند به مجالس مذهبی بروند، در یک جشن عمومی شرکت کنند و یا برای بقای نسل بشر تلاش کنند ( که البته باید اضافه کرد، مورد اخیر از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد)

این موارد همه مربوط به زمان گذشته بود و اما حالا:

در قرن 21 خانم ها و آقایون برای رسیدن به آرزوهایشان پا را فراتر از مرزهای خانه میگذارند و می توان گقت که در بیشتر موارد تساوی میان این دو جنس رعایت میشود. در سال 1383 هومن و سارا را مشاهده می کنیم که پا به پای هم در دفتر، مشغول به کار هستند.

آنها دوشادوش هم در پشت میز هیئت مدیره پیرامون مسائل حساس کاری بحث میکنند. در موقع کوه پیمایی، پا به پای هم تا نوک قله پیش می روند. شاید فرصت این را نداشته باشند که رودر رو درمورد هر مسئله ای با هم صحبت کنند، اما پای رایانه های شخصی خود می نشینند و در اتاق های گفتگوی عمومی (chat room) در مورد مسائل مختلف با هم بحث می کنند.

بنابراین امروزه نه تنها سارا و هومن به راحتی می توانند به مشترکات میان خود پی ببرند، بلکه با اتکا به این روش به راحتی قادرند یک رابطه کاملاً سالم را نیز با یکدیگر برقرار کنند. از سوی دیگر باید توجه داشت که جامعه نیز از یک چنین روابطی حمایت می کند.

کارشناسان معتقدند که دوستی های سالم میان دو جنس مخالف نه تنها باعث میشود که آنها از زندگی لذت ببرند، بلکه روابط افراد را با خانواده و همسرانشان نیز بهبود می بخشند.

شاید جالب باشد که بدانید آقایون تمایل بیشتری به برقراری دوستی با جنس مخالف از خود نشان می دهند. در یک تحقیق خصوصی که در "لانگ آیلند" ایالت نیویورک انجام شد، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که به طور کلی نسبت دوستی های آقایون با خانم ها، خیلی بیشتر از دوستی آنها با همجنسان خودشان می باشد.

آقایون اظهار می داشتند که ترجیح می دهند احساست خود را به خانم ها مطرح کنند و مشکلاتشان را با آنها در میان بگذاند؛ کاری که کمتر اتفاق می افتد بتوانند با دوستان همجنس خود انجام دهند.

تمام این تبادل نظرها که از دیدگاه آقایون جذاب شناخته می شود - و شاید در نظر خانم ها تنها "جنسی" جلوه کند - در مورد خانم ها کاملاً متفاوت است. اگر از زنان، دلیل تمایل آنها به برقراری رابطه دوستی با مردان را جویا شویم، با پاسخ کاملاً متفاوتی مواجه خواهیم شد. آنها اظهار می دارند که اولاً در زمان برقراری رابطه با آقایون، مجبور به حمایت از آنها نیستند و در ثانی طرف مقابل خود به عنوان نوعی حامی محسوب می شوند، بنابراین خانم ها این را بطه را دوست می دارند.

خانم ها در کنار آقایون به راحتی می توانند به احساس امنیت و آرامشی که آرزو دارند، دست پیدا کنند. حس حمایتی که یک دوست مذکر می تواند به یک خانم بدهد، خیلی بیشتر از حس پشتیبانی است که خانم می تواند از طرف برادر بزرگترش دریافت کند. همچنین برخی از خانم ها معتدند که به واسطه برقراری رابطه دوستی با آقایون میتوانند به درستی دریابند که "طرز تفکر حقیقی مردها بر چه اصولی استوار است؟"

پس با این حساب آیا هومن، سارا را می خواهد؟ بله درست است، حق کاملاً با شماست. اگر نتواند آنطور که فکر می کند با او ارتباط برقرار کند، دوستی متعارف میتواند جایگزین مناسبی برای این قضیه باشد. متشکرم!

+ نوشته شده در  88/05/04ساعت   توسط سمیرا  | 

کلاس جذب خانم ها !!!

خانمها  موجوداتی هستند که طبق روایات  دیرتر از آقایون خلق شدند 
 نمیدونم این  روایت درسته یا نه  و حتی نمیدونم  چقدر بعداز خلقت مرد زنها  به دنیا اومدن اما باید اعتراف کرد که  موجودات پیشرفته تری هستند  چون با احساس ترند. بنابر این برای اینکه با این موجودات تکامل یافته تر  ارتباط برقرار کنید باید یک تکنیکهایی را بلد باشید،مثل جملات کلیدی زیر :


روزخوبی داشتی؟
هـنـگامیـكه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش میكنید، برداشت او این خواهدبود كه شما انسان با فكری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات كاری خود را چگونه سپری كرده است. اما یـك هشـدار: ایـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد كه چند ساعتی در مورد كوچكترین اتفاقاتی كه برایش افتاده صحبت نمایـد. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستانهای او شوید.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: زنها به آنچه كه در فكر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد كـه شمـا پذیرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهای همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی می دهیـد تا خودش را خـالی نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه ممكن است بیش از زمانی كه انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبتهایش شوید، اما وقتی تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد كرد. 


نمی تونم بگم چقدر دلربا و زیبا هستی    

                                    
همانطور كه مشخص است، این بـه او مـی رسـاند كه شما وی برای شما جذاب بوده و فرد دیـگری بـه چشمتان نمی آید. از طرف دیگر باعث افزایش اعتماد بنفس در او خواهد شد.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جمله بخصوص در روابط زناشویی بلند مدت مؤثر واقع می شود چرا كه شما به همسر خود اطمینان میدهـید هنوز به او علاقه دارید. در عوض همسرتان نیز سعی خواهد كرد این زیبایی و دلربایی را با شما تقسیم نمایید. سؤالی هست؟ اینجوری فكر نمیكنید؟ 


در مورد ‌[ هر چیزی ] چه احساسی داری؟ 

پـرسیدن این سؤال به همسرتان نشان می دهد كه شما خالصانه برای احـساسـات او اهمیت قائل هستید. زنها عاشق بیان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوری می بـاشند. با این حـال بـدانید كه خود را در دام گفـتگویـی طولانی و عمیق در مورد آن موضوع گرفتار خواهید كرد. بنابراین اگر شب تصمیم دیدن مسابقه فوتبالی را دارید، این سؤال را مطرح نكنید.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این سؤال بیانگر جنبه مهربانی و دلسوزی یك فرد است. وقتی همسرتان در می یابد كه شما توجهتان را به وی مبذول داشته اید، او نـیـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتی بسیار بیشتر، اهدا خواهد نمود. یعنی اگـر قـبـلا فـقـط فردی جذاب بشمار می آمدید، اكنون همانند جواهری در چشم او جلـوه خواهید كرد. متوجه منظورم می شوید؟ 


تو زیبا تر از دوستان دیگرت هستی                                              

قرار دادن او از بین همتاهایش بر سكوی نخست زیبایی باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وی شـده و سـبـب می گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروایی كند. این تحسین و تعریف بسیار مهمی در دنیای زنانه محسوب شده و امتیاز شما را در نزد همسرتان ارتقای چشمگیری خواهد داد.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گذشته از اینكه باعث می گـردد او از لحاظ زیبایی ظاهری خود را برتر از اطرافیانش تصور كند، این جمله كوتاه به همسرتان تفهیم میكند كه شما تا چه حد برای وی ارزش قائل هستید. بعلاوه زمانی كه دوستانش پیش شـما هستند، كمتر احساس نگرانی خواهد كرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـی نموده و پاداش سلیقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اینحال یك احتمال جانبی بالقوه وجود دارد: یك همسر حسود این سخن را مدركی برای متهم نمودن شما به اینكه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را دارید، بشمار خواهد آورد. 



تو واقعا زرنگ و باهو شی                                                                        

با تـصـدیـق نـمودن هـوش و ذكـاوت وی، ایـن معـنی را می رسانید كه علاوه بر محاسن ظاهری، متوجه ذهن و فكر توانمندش نیز شده اید. هـمـسر شـما بـا شنیدن این جمله در مورد همه جوانب زندگی خود احساس رضایت و خوشنودی خواهد نمود. این سخـن نشانه احترام از طرف شما برای همسرتان محسوب میگردد.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همسرتان این مسئله را كه شما فقـط بـه فـكر روابط جنسی نیستید و قادرید ماورای چنین موضوعات فكر كنید را تحسین خواهـد كرد. زنها عاشق مردان صـمـیمی و خـوش قـلب مـی بـاشند و هیچ چیزی بهتر از بیان و تشخیص هوش و ذكاوت آنها نمی تواند صفات آقا منشانه شما را آشكار نماید


در روابط زناشویی بسیار خوب هستی  

بیان این جمله باعث می گـردد هـمـسرتان احساس كند كه یك الهه است.شنیدن این عبارت به همسر شـما تفهیم می كنـد كـه روابـط جنسی و زناشویی او به چشم شما بی عیب و نقص بوده و باعث می گردد كه احساس نماید واقعا می داند كـه چگـونه باید مرد خود را راضی نگاه دارد.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: تحسین و تمـجید از عملكرد او نشانگر این است كه شما به روابط جنسی فقط به عنوان ابزاری برای ارضا نــمودن خود نگاه نكرده، بلكه همه جنبه های آنرا مورد ستایش قرار میدهید.


می خواهم همه عمرم را با تو سپری كنم                                          

ایـن جمله ای سنگین است؛ معنی آن فاصله زیادی با دادن پیشنهاد برای ازدواج نـدارد. بنابراین پیش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشید. اما بخاطر داشته باشید كه ریسك كردن اغلب پاداش و نتیجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگامیـكه این جـمله را بیان می دارید، او از لحاظ روانی بسیار سركیف می گردد. جـمـلات دیـگـری كـه تقریبا همین نتیجه را داشته ولی تعهدآوری آنها كمتر می باشد، عبارتند از: " فقط تو میتونی تا این حد منو خوشحال كنی" و " من دوست ندارم با هیچ كس دیگری جز تو باشم."
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همـه زنـها عاشق شنیدن جملاتی حاكی بر سرسپردگی دیرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشیـد كـه بـعد از گفتن این جمله سلامی همیشگی را از او خواهید شنید.


تو بهترین دوست منی                                                                            

به او می گویید كه چگونه ماورا و فراسوی مسائل جنـسی می اندیشید و به این معنی اسـت كه برای رابطه اتان ارزش قائل هستید و مایلید كارهایی را بـهـمراه او انجام دهید كه مردان دیگر ممكن است رغبتی به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـیـدن ایـن جمله پیوستگی مقاومت ناپذیری با شما پیدا خواهد نمود.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـملات شـما را در نـظر وی بـجای یـك فرد عادی كه مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انسانی معنی دار و جذاب تـبـدیـل میكند. این شما را به ابتدای لیست خواسـتگـاران پرتاب میكند چراكه شما به مهمترین نكته اشاره كرده اید: دوستی و رفاقت.


تو یك مادر ایده آل خواهی شد                                                           

اغلب زنها به دنبال این هستند كه روزی بچه دار شونـد. هـمـچـنین اكـثـرا با خود كلنجار می روند كه آیا در این راه مـوفـق خـواهد بـود یـا خـیر. بـا گفـتن این جمله به او اطمینان می دهید كه حتما به هدفش خواهد رسید. به علاوه با ارضـای نیازهای درونی او باعث آرامش و تسكین وی می شوید. بیان این كلمات از زبان شما به عنوان یك همسر، او را تبدیل به خوشحال ترین انسان روی زمین خواهد نمود.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: اینـگونهبطورغیر مستقیم به همسر خود می فهمانید كه مایلید از او بچه دار شوید. واضح است كه این نوایی بسیار خوشایند در گوش او می باشد. از این نقطه، همسرتان بیشتر پذیرای پیشرفت و ترقی شما خواهد شد.



تو زندگی منو كامل میكنی                                                                  

این به او می گوید كه تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند این جمله را از شوهرشان بشنوند. بـیـان ایـن عبـارت بـه مفهوم آن است كه شما همسر خود را بصورت كامل پذیرفته ایـد و ایـنـكه او به صـورت موجودی اجتناب ناپذیر و همیشگی برای شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غیر قابل تصوری بوجو آمده و تا چندین روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـمـله اسـاسـا مـی گـوید كه شما در زندگی به او نیاز داشته و نمیـتوانید بدون او به زندگی ادامه دهید. زنها از شنیدن چنین جملاتی بسیار مشعوف میگردند.

اشاره با شكوه

دوستت دارم                                                                

این جمله "دو كلمه ای" معروف و كوتاه كـه هـمگی ما برایـش اهـمیت بسیار زیادی قائل هستیم، می تواند تاثیر شگرفی به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج كرده اید خوب است هر روزه چندین بار برای همسرتان تكرارش نمایید.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گفتن این عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله های آتشی می گردد كه همیشه نیاز به برافروزی دارند. اگـر در بـین شما كسانی تـا حال این جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگی نمودید، تردید به خود راه نداده و آن را بیان كنید. هیچگاه از گفته خود پشیمان نخواهید شد وقتی كه عكس العمل او را می بینید ( یا احساس می كنید)


 

+ نوشته شده در  88/04/22ساعت   توسط سمیرا  | 

زندگي

زندگي خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبي و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوي و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطيف و دل آويز و طراوت و زيبا و لبخند و در آخر زندگي زندگي است.


اگر زندگي خدا نيست پس چرا فقط خدا هست؟!
اگر زندگي شعر نيست پس چرا هوهوي بادش ياهوي رند خرابات است؟!
اگر زندگي مهر نيست پس چرا كبوتر با كبوتر باز با باز كند پرواز؟!
اگر زندگي عشق نيست پس چرا ستاره ها باز چشمك مي زنند؟!
اگر زندگي بوسه نيست پس چرا زاغان مرغان عشق نشدند؟!
اگر زندگي آغوش نيست پس چرا نسيم در تن برگ اين گونه مي پيچد؟!
اگر زندگي آهنگ نيست پس چرا صداي جغد و كلاغش نواي پائيز و خرابه دارد؟!
اگر زندگي شور نيست پس چرا شبهايش اينقدر پر درد و حال است؟!
اگر زندگي سوز نيست پس چرا شمع بايد بسوز و بسازد و بگريد و بخندد؟!
اگر زندگي ناز نيست پس چرا مَهْوشاني كه هَوي مهتابند اينقدر كرشمه دارند؟!
اگر زندگي ساز نيست پس چرا همه آهنگ ماندن را خوب مي نوازند؟!
اگر زندگي بهار نيست پس چرا صداي پرندگان را در برگ ريز خزان هم مي شود شنيد؟!
اگر زندگي آبي نيست پس چرا چشم ماه رخان، رنگ دريا و آسمان دارد؟!
اگر زندگي ساده نيست پس چرا همه در خواب اينقدر بي نقشند؟!
اگر زندگي رقص نيست پس چرا پروانه ها تنها فصل عمر را مي رقصند؟!
اگر زندگي صبح نيست پس چرا هر طلوع زندگي آغاز مي شود؟!
اگر زندگي چشم نيست پس چرا نور اينقدر مي رقصد؟!
اگر زندگي كام نيست پس چرا عسل اينقدر شيرين است؟!
اگر زندگي حال نيست پس چرا غروب اصلا خواستني نيست؟!
اگر زندگي رود نيست پس چرا فصلِ خشك، بهار كركس است؟!
اگر زندگي جوي نيست پس چرا زمزمه اش اينقدر شنيدني است؟!
اگر زندگي گل نيست پس چرا اشكِ گل، آئين عزا است؟!
اگر زندگي رنگ نيست پس چرا خاكستري، تنها، رنگ خاكستر است؟!
اگر زندگي مست نيست پس چرا اينقدر پاسبان بر هر كوي و برزن است؟!
اگر زندگي اشك نيست پس چرا آسمان كه مي گريد زمين مي خندد؟!
اگر زندگي صفا نيست پس چرا بي صفا زندگي نيست؟!
اگر زندگي لرز نيست پس چرا اينقدر ماه در بركه مي لرزد؟!
اگر زندگي خوب نيست پس چرا خفاشها تنها در غارند؟!
اگر زندگي زنده نيست پس چرا بوته رز هميشه گل مي كند؟!
اگر زندگي صاف نيست پس چرا گورستانش مه آلود است؟!
اگر زندگي شراب نيست پس چرا اين همه مست، زنده اند؟!
اگر زندگي خواب نيست پس چرا مرگ، مردمان را بيدار مي كند؟!
اگر زندگي نوش نيست پس چرا نيش اينقدر سوز دارد؟!
اگر زندگي شاد نيست پس چرا حيوان نمي خندد؟!
اگر زندگي گنج نيست پس چرا مردن اينقدر سخت است؟!
اگر زندگي نيايش نيست پس چرا بي نيايش كسي زنده نيست؟!
اگر زندگي جاده نيست پس چرا مرده ها در حاشيه دفنند؟!
اگر زندگي ماه نيست پس چرا بي ماه، ماه و سالي نيست؟!
اگر زندگي روز نيست پس چرا هر روز زندگي نو مي شود؟!
اگر زندگي وفا نيست پس چرا هيچ كس بي وفا شِكَّرين نيست؟!
اگر زندگي سخا نيست پس چرا آسمان كه مي بارد زمين مي رويد؟!
اگر زندگي لطيف نيست پس چرا خار، سبز و خشكش يكي است؟!
اگر زندگي دل آويز نيست پس چرا دل، به غير او آويز نيست؟!
اگر زندگي طروات نيست پس چرا مگسان، تخم، بر مردار مي نهند؟!
اگر زندگي زيبا نيست پس چرا مرده ها اينقدر زشتند؟!
اگر زندگي لبخند نيست پس چرا به وقت مرگ لبخند نيست؟!
اگر زندگي نور نيست پس چرا شبهاي سياهش انگار زندگي نيست؟!
اگر زندگي جور نيست پس چرا "هر روز دريغ از ديروز" دروغ نيست؟!
اگر زندگي زندگي نيست پس چرا هيچ چيز در توصيف زندگي بهتر از زندگي نيست؟!


آري، زندگي خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبي و ساده و رقص و صبح و چشم و كام و حال و رود و جوي و گل و رنگ و مست و اشك و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطيف و دل آويز و طراوت و زيبا و لبخند و نور و جور و در آخر زندگي زندگي است.

+ نوشته شده در  88/04/22ساعت   توسط سمیرا  | 

فال بازی خیال

بعضی ها می گویند که هیچوقت خواب نمی بینند. اما این غیر ممکن است. همه ی آدم ها خواب می بینند و برای خود رویاهایی دارند، اما حافظه ی بعضی قوی تر است و به آنها امکان می دهد که این رویاها در ذهنشان بماند. رویاهای ما ترکیبی از خیالات خصوصی ما هستند. رویا به ما امکان می دهد که آنطور که دوست داریم رفتار کنیم، اما به موجب اینکه بیدار می شویم،؛ رویاهایمان شروع به ذوب شدن می کنند و هرچه بیشتر سعی در به خاطر آوردن جزئیات آن بکنیم، بیشتر فراموش می کنیم.

اما دلیل خواب دیدن ما چیست؟ و آیا خوابهایمان مهم هستند؟ دانشمندان عقیده دارند که اینطور است، چون رویاهایمان به ما کمک میکنند تا خود را برای مشکلات روز زندگی آماده کنیم. تصاویری که ما در رویاهایمان می بینیم، معانی ویژه ای دارند و به ما کمک می کنند تا با شخصیت خود بیشتر آشنا شویم.

در این مقاله  با بازی خیال با گوشه ای از شخصیتتان آشنا میشوید.می توانید این بازی را دو به دو انجام دهید و یکی سوال کند و دیگری پاسخ گوید. اما شما که اول این مقاله را می خوانید توجه کنید که پایین سوالات را نگاه نکنید تا بازیتان خراب نشود و سوالات را در کمال دقت و صداقت پاسخ دهید.

سوالات

1. فکر کنید خوابیده اید و خواب می بینید. در خواب خود را در خانه ای ایده آل مییابید. این خانه چه شکلی دارد؟ آن را توصیف کنید.
2. حال کنار جاده ای باریک در حال قدم زدن هستید. ناگهان یک فنجان/لیوان/کوزه ی آب را روی زمین در مقابلتان می یابید. چه شکل دارد؟ چه چیز در آن است؟
3. راه تمام می شود و شما وارد جنگلی می شوید. تقریباً راهی دراز را می پیمایید تا به زمینی مسطح می رسید. در وسط این زمین ساختمانی وجود دارد. این ساختمان چه نوع ساختمانی است؟
4. اطراف ساختمان را باغی پوشانده است. این باغ را توصیف کنید.
5. از این باغ بیرون آمده و دوباره راه جنگل را پیش می گیرید. در کنار جنگل دیواری وجود دارد. این دیوار آنقدر بلند است که نمی توان از آن بالا رفت و آنقدر طولانی است که نمی توان آن را دور زد. ناگهان متوجه در کوچکی در دیوار می شوید. همینطور که به آن نگاه می کنید، در به آرامی باز می شود. شما چه می کنید؟ آیا از آن رد می شوید؟
6. در طرف دیگر دیوار، آب است. این آب به چه صورتی است؟ آیا می خواهید در آن شنا کنید؟


تفسیر:
حال ببینید که این تصورات و مناظر نمایانگر چه بوده اند و سعی کنید پاسخ هایتان را تحلیل کنید.



خانه

 خانه نمایانگر دیدگاه شما نسبت به خودتان است. اگر خانه تان قدیمی باشد، احتمالاً شما فردی هستید که از تغییر و دگرگونی خوشتان نمی آید و به چیزهای سنتی علاقمندید. اگر خانه تان بزرگ باشد، نشانگر اطمینان و اعتماد به نفستان است. اگر پر نور و روشن باشد، فردی خوشبین هستید و اگر تاریک و کم نور باشد فردی بدبین هستید. تعداد اتاقهای خانه نمایانگر تعداد افرادی است که دوست دارید در زندگی شما باشند.

لیوان

لیوان نمایانگر دیدگاه شما به عشق است. هر چه این لیوان زیباتر و گرانبهاتر باشد، همانقدر عشق در زندگی شما اهمیت بیشتری دارد و شما فرد رمانتیکی هستید. محتویات لیوان نشان می دهد که تجربیات شما تا به حال در عشق چگونه بوده است.

ساختمان

 ساختمان نمایانگر دیدگاه شما نسبت به مذهب و خدا است. یک ساختمان محکم و استوار نمایانگر باوری قوی و استوار است. اما اگر ساختمان خرابه و متروک باشد، شما باوری ضعیف به مذهب دارید.
باغ

باغ نمایانگر دیدگاه شما نسبت به دنیای اطرافتان است، کشورتان و یا سراسر جهان. اگر درخت ها و گل های باغ شما رو به خشک شدن باشند، این به آن معناست که شما نگران دنیای اطراف یا آلودگی محیط زیست هستید.


دیوار

دیوار نمایانگر دیدگاه شما نسبت به مرگ است. اینکه آیا مرگ برای شما پایان همه چیز است و یا چیزی پسِ آن می بینید. آیا مستقیم به سمت در می روید یا قبل از رفتن اطراف را بررسی می کنید؟ یا شاید هم اصلاً وارد آن نمی شوید!؟
آب

آب نمایانگر دیدگاه شما نسبت به آینده تان است. اگر آب را به صورت دریایی پر موج می بینید، نسبت به آینده تان احساس خوبی دارید و مثبت فکر میکنید. اگر بخواهید که در آن آب شنا کنید، اعتماد به نفس دارید و در زندگی ریسک می کنید. اگر آب را به صورت حوضی راکد ببینید، احتمالاً از آینده ی خود و آینده ی جهان ترس دارید

 

+ نوشته شده در  88/04/22ساعت   توسط سمیرا  | 

تست عشق و دوستي

يك تست ساده و جذاب كه بايد با صداقت به سوالات آن پاسخ دهيد.


سوال اول:
شما به طرف خانه كسي كه دوست داريد مي رويد.
دو راه براي رسيدن به انجا وجود دارد:
ـ يكي كوتاه و مستقيم است كه شما را سريع به مقصد مي رساند ولي خيلي ساده و خسته كننده است
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه اي طولاني تر است ولي پر از مناظر زيبا و جالب است.
حال شما كدام راه را براي رسيدن به خانه محبوبتان انتخاب مي كنيد؟راه كوتاه يا بلند؟


سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز مي بينيد .يكي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد.شما تصميم مي گيريد 20 شاخه از رزها را براي او بچينيد.
چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي كنيد
(شما مي توانيد يا همه را يا از تركيب دو رنگ انتخاب كنيد)
 

سوال سوم:
با لاخره شما به خانه او مي رسيد .
يكي از افراد خانواده در را بر روي شما باز مي كند.
شما مي توانيد از انها بخواهيد كه دوستتان را صدا بزند.
يا اينكه خودتان او را خبر كنيد.
حالا چكار مي كنيد؟
 

سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او مي رويد ولي كسي انجا نيست.پس تصميم مي گيريد رزها را همان جا بگذاريد.
ترجيح مي دهيد انها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟
 

سوال پنجم:
شب مي شود شما و او هر كدام در اتاقهاي جداگانه اي مي خوابيد..صبح زماني كه بيدار شديد به اتاق او مي رويد:به نظر شما وقتي كه انجا مي رويد او خواب است يا بيدار؟
سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ايا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي كنيد؟
يا ترجيح مي دهيد از راه طولاني و جالب تر برويد؟


....... ......... ....... .......
 

جواب ها  :

جواب سوال اول:

جاده نشان دهنده عشق است اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد.زود و اسان عاشق مي شويد.
ولي اگر راه طولاني را انتخاب كردهايد به اساني عاشق نمي شويد.


جواب سوال دوم:
تعدا رزهاي قرمز نشان دهنده ان است كه در يك رابطه چقدر از خودتان مايه مي گذاريدو تعداد رزهاي سفيد برعكس نشان مي دهد كه شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت داريد.به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 عدد رز سفيد انتخاب كرده ايد به معناست كه شما 90% محبت مي كنيد و 10% انتظار محبت از طرف مقابل داريد.


جواب سوال سوم:
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشكلات در يك رابطه است.اگر شما از اعضاي خانواده درخواست كرده ايد كه محبوبتان را صدا بزند به اين معناست كه شما از مواجه شدن با مشكلات مي ترسيد و اميدوار هستيد كه مشكلات به خودي خود حل شوند.ولي اگر خودتان به اتاق رفته ايد كه او را از حضور خود مطلع كنيد اين نشان مي دهد كه شما با مشكلات روبرو مي شويد و دوست داريد انها را هر چه زودتر حل كنيد.


جواب سوال چهارم:
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتياق شما براي ديدن محبوبتان است. اگر انها را بر روي تخت ميگذاريد نشان مي دهد كه دوست داريد او را زياد ببينيد.و اگر انها را لب پنجره قرار مي دهيد يعني اگر او را زياد هم نبينيد تحمل مي كنيد.

جواب سوال پنجم:
سوال پنجم نشان دهنده تفكر و طرز فكر شما در كاراكتر و شخصيت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالي كه خوابيده است در اتاق مي بينيد.اين به اين معني است كه شما او را همانطور كه است دوست داريد.و اگر او را بيدار ديده ايد يعني انتظار داريد او مطابق ميل شما بشود.

جواب سوال اخر:
راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما كوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب كرده ايد مدت زيادي در عشق خود پايدار خواهيد بود ...

+ نوشته شده در  88/04/22ساعت   توسط سمیرا  | 

سخنان بسيار جالبي از بزرگان


آلبرت انيشتين :
مرد به اين اميد با زن ازدواج ميکند که زن هيچگاه تغيير نکند ، زن به اين اميد با مرد ازدواج ميکند که روزي مرد تغيير کند و همواره هر دو نااميد ميشوند .
هيچ وقت چيزي رو خوب نميفهمي مگر اينکه بتوني به مادربزرگت توضيحش بدي !
تفاوت بين نابغه و کودن بودن در اين است که نابغه بودن محدوديت هاي خودش را دارد .
دو چيز را پاياني نيست : يکي جهان هستي و ديگري حماقت انسان . البته در مورد اولي مطمئن نيستم
انسانهاي باهوش مسائل را حل ميکنند ، نوابغ آنها را اثبات ميکنند .


ناپلئون بناپارت :
اگر با دشمني زياد بجنگي ،‌ بعد از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا ميگيرد
هنگامي که دشمنت در حال اشتباه کردن است ، در کارش وقفه نينداز .


سکار وايلد :
هميشه دشمنانت را ببخش ، هيچ چيز بيش از اين آنها را ناراحت نميکند .


مارک تواين :
بهتر است دهانت را ببندي و احمق بنظر برسي ، تا اينکه بازش کني و همه بفهمند که واقعاً احمقي...


ژوزف استالين :
مرگ يك نفر تراژديه ، مرگ يك ميليون نفر آمار !


ماهاتما گاندي :
آنچنان زندگي كن گويي كه فردا خواهي مرد ، آنچنان بياموز گويي كه تا ابد زنده خواهي ماند .


البرت هوبارد :
زندگي رو زياد جدي نگير ، چون هرگز از اون زنده بيرون نميري


ژان كوكتو :
ما بايد به شانس ايمان بياوريم ،‌ تا كي ميتوانيم موفقيت كساني را كه دوستشان نداريم تفسير كنيم


آيزاك آسيموف :
زندگي لذتبخش است و مرگ آرامش بخش ،‌اين ميان انتقال رنج آور است .


وينستون چرچيل :
پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق

شو پنهاور: 
ما ندرتا در باره آنچه که داریم فکر می کنیم در حالیکه پیوست در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم .

 

جرج برناردشاو:
آنکه می تواند انجام می دهد و آنکه نمی تواند انتقاد می کند .

 

دکتر شریعتی:
لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم ، غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند .

لویی پاستور: 
تمدن تنها زاییده افتصاد برتر نیست در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتزی داشت

فردریش نیچه:
باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند.

 

 نادر شاه افشار:
کمر بند سلطنت نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایرا ن و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .

 

موریس مترلینگ:
اگر در اولین قدم موفقیت نصیب ما می شد سعی و عمل دگر معنی نداشت .

 

گابریل گارسیا مارکز:
بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری .


فرانتس کافکا:
لازم نیست گوش کنید فقط منتظر شوید فقط بیاموزید آرام و ساکن و تنها باشید . جهان آزادانه خود را به شما پیشکش خواهد کرد تا نقاب از چهره اش بردارید انتخاب دیگر ندارد مسرور به پای شما در خواهد غلطید .

جبران خلیل جبران:
گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است در لحظه ای که خود نمی دانید کشف خواهد شد .

 

گوته:
کسی که دارای عزمی راسخ است جهان را مطابق میل خویش عوض می کند .

 

فردوسی:
کسی به فرجام زندگی آگاه نیست خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد . 
 

امرسون:
بیشترین تاثیر افراد خوب زمانی احساس می شود که از میان ما رفته باشند .

 

انگلس:
تکامل و حرکت مبنا و پیش فرض کل وجود است .

دالای لاما:
برای اداره کردن خویش از سرت و برای اداره کردن دیگران از قلبت استفاده کن.

گراهام بل :
تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند .

 

 چخوف:
انسان باید از هر حیث چه ظاهر و چه باطن زیبا و آراسته باشد .

مهاتما گاندی:
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعداز هر زمین خوردنی برخیزی .

 

الوین تافلر:
بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند بیاموزند، آموخته های کهنه رادور بریزند ،ودوباره بیاموزند . 


انیشتین:
یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند ا ما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می کند .

انینشتین:
ناکارامدی و اشتباهات خود را به مردم نسبت می دهند . ارد بزرگ بی شرم ترین فرامانروایان آنهایی هستند که به‌سختی می توان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک‌نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد .


 انیشتین:
سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند ترس،حرص و حماقت ..

 

توماس جفرسون:
اگر کشوری توقع داشته باشه که هم نادان باشه و هم آزاد چیزی رو انتظار داره که نه بوده و نه هیچ وقت خواهد بود .


ویلیام وایت:
از فردا نمی ترسم چراکه دیروز را دیده ام و امروز را دوست دارم .

 

روجر بابسون:
عاقلانه است که در ذهن داشته باشیم که نه موفقیت و نه شکست به منزله پایان نیستند.

اریک هافر:
وقتی به خودمان دروغ می گوییم آن را بلند تر فریاد می زنیم .


هایزنبرگ:
چیزهایی وجود دارند که آنقدر جدی هستند که فقط می توان در موردشان جوک ساخت !


+ نوشته شده در  88/04/22ساعت   توسط سمیرا  | 

زندگی کن!

دو روز مانده به پايان عمر تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود
پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت  كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد
به پر و پای فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگی كن"
لا به لای هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار می توان كرد؟ ..."
خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمی‌يابد هزار سال هم به كارش نمی‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی كن"
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش می‌درخشيد، اما می‌ترسيد حركت كند، می‌ترسيد راه برود، می‌ترسيد زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايی ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايده‌ای دارد؟ نميدانم !بگذار اين مشت زندگی را مصرف كنم"
آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد می‌تواند تا ته دنيا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند ....
او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد، شرکتی را تاسیس نکرد، اما ...
اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او را نمی‌شناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد
او در همان يك روز زندگی كرد
فردای آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زيست!"

زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است..
امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید عمر فردايمان وجود دارد!
؟

 

+ نوشته شده در  88/04/22ساعت   توسط سمیرا  | 

فکر کن

فکر کن ......

تا حالا عادت داشتید اشیاء بی مصرف رو انبار کنید؟ و فکر کنید یه روزی – کی میدونه چه وقت – شاید به دردتون بخوره؟

تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنین و به خاطر اینکه فکر می کنید در آینده شاید بهش محتاج بشین، خرجش نکنید؟

تا حالا شده که لباسهاتون، کفشهاتون، لوازم منزل و آشپزخونتون و چیزای دیگه رو که حتی یکبار هم از اونا استفاده نکردین، انبار کنید؟

درون خودت چی؟ تا حالا شده که خاطره ی سرزنش ها، خشم ها، ترس ها و چیزای دیگه رو به خاطر بسپاری؟

دیگه نکن! تو داری بر خلاف مسیر کامیابی خودت حرکت می کنی!

باید جا باز کنی ... ، یه فضای خالی تا اجازه بده چیزای تازه به زندگیت وارد بشه.

باید خودتو از شر چیزای بی مصرفی که در تو و زندگیت هستن خلاص کنی تا کامیابی به زندگیت وارد بشه.

قدرت این تهی بودن در اینه که هر چی که آرزوش رو داشتی ، جذب می کنه.

تا وقتی که در جسم و روح خودت احساسات بی فایده رو نگهداری، نمی تونی جای خالی برای موقعیت های تازه بوجود بیاری.

خوبیها باید در چرخش باشن ....

کشوها، قفسه ها، اتاق کار و گاراژ رو تمیز کن.

هر چیزی رو که دیگه لازم نداری بنداز دور ...

میل به نگهداشتن چیزای بی مصرف، زندگی رو پر پیچ و تاب می کنه.

این اشیاء نیستن که چرخ زندگی تو رو به حرکت در میارن ....

به جای نگهداشتن ...

وقتی انبار می کنیم، احتمال خواستن رو تصور می کنیم ، احتمال تنگدستی رو ....

فکر می کنیم که فردا شاید لازم بشن و نمی تونیم دوباره اونا رو فراهم کنیم ...

با این فکر تو دو تا پیغام به مغزت و زندگیت می فرستی :

که به فردا اعتماد نداری ...

و اینکه تو شایسته چیزای خوب و تازه نیستی

به همین دلیل با انبار کردن چیزای بی مصرف خودتو سر پا نگه می داری

 

برقص

چنانکه گویی کسی تو را نمی بیند

عشق بورز

چنانکه گویی هرگز آزرده نشده ای

بخوان

چنانکه گویی کسی تو را نمی شنود

زندگی کن

چنانکه گویی بهشت روی زمین است

خودت رو از قید هرچه رنگ و روشنایی باخته، برهان

بذار نو به زندگیت وارد بشه

و خودت ...

به همین دلیل بعد از خوندن این مطلب ... نگهش ندار ... به دیگران بده ....

امید که صلح و کامیابی برات به ارمغان بیاره

آمین

 

+ نوشته شده در  88/04/22ساعت   توسط سمیرا  | 

نکاتی برای تداوم زندگی زناشویی

مخصوص خانم ها ...


بر سر شوهرتان فرياد نزنيد !

شوهر شما مي تواند با تمام نيزه هاي جهان بجنگد اما در برابر فرياد هاي شما هيچ كاري از دستش برنمي آيد.

وقتي شما فرياد مي كشيد و به شدت عصباني مي شويد،زبانش بند مي آيد. وقتي از سر كار به
خانه مي آيد به دنبال اين است كه آرامشي پيدا كند بنابراين تمام سعي خودش را مي كند تا در برابر شما مقابله به مثل نكند و توهين ها وتحقيرهايتان را بپذيرد.
 

هر پنج شنبه رأس ساعت 11 صبح،رفتارها و اعمال هفته گذشته خودتان
را بررسي كنيد از روز جمعه در رفتارهايتان تجديد نظر كنيد.


انسان جايزالخطا است؛ انسان قابل بخشش است.


همسر شما به دنبال آرامش است، پس سعي مي كند در مقابل فريادهاي شما مقابله به مثل نكند.

روزهاي جمعه را به شوهرتان اختصاص دهيد :

روزهاي جمعه را با هم بگذرانيد و خواسته هاي يكديگر را برآورده كنيد.

در ابتدا شما پيش قدم شويد چرا كه
شما رئيس هستيد. سعي كنيد از خوشي هايي كه در زندگي داريد لذّت ببريد.
 

هر پنج شنبه سر ساعت 11، اعمال هفته گذشته تان را مرور كنيد و سپس در مورد آنها با شوهرتان صحبت كنيد و سوء تفاهم ها را بر طرف كنيد.

از خوشحالي هاي كوچكي كه در زندگي داريد لذّت ببريد.

 

+ نوشته شده در  88/04/22ساعت   توسط سمیرا  | 

تست شخصیت شناسی با انگشتان دست

با استفاده از عکس و انتخاب انگشت شخصیت خود را بشناسید

 


 
 

آیا تا به حال بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه کرده اید؟ تا به حال فکر کرده اید که به کدامیک علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه کنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید


انگشت شماره 1

این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.
 

انگشت شماره 2

این انگشت نماد کار میباشد و اشخاصی که به این انگشت اهمیت بیشتری میدهند انسانهای کاری هستند و بطور کلی وجدان کاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در کارها دارند.
 

انگشت شماره 3

این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان میدهد، افرادی که این انگشت را انتخاب میکنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.
 

انگشت شماره 4

این انگشت نماد محبت و عشق است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، انسانهای احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال کردن دیگران هستند.
 

+ نوشته شده در  88/04/22ساعت   توسط سمیرا  | 

یه پست جالب از یک هموطن

همیشه اونطورکه ما فکر میکنیم نیست

یک روز توی پیاده رو به طرف میدان تجریش می رفتم...

از دور دیدم یك كارت پخش كن خیلی با كلاس ، كاغذهای رنگی قشنگی دستشه ولی به هر كسی نمیده!

خانم ها رو که کلاً تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می كرد و  معلوم بود فقط به كسانی كاغذ رو می داد كه مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند ، اهل حروم كردن تبلیغات نبود...

احساس كردم فكر می كنه هر كسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره ،لابد فقط به آدمهای باكلاس و شیك پوش و با شخصیت میده! از كنجكاوی قلبم داشت می اومد توی دهنم...!!!

خدایا ، نظر این تبلیغاتچی خوش تیپ و با كلاس راجع به من چی خواهد بود؟! آیا منو تائید می كنه ؟!!

كفشهامو با پشت شلوارم پاك كردم تا مختصر گرد و خاكی كه روش نشسته بود پاك بشه و كفشم برق بزنه!

شكم مبارك رو دادم تو و در عین حال سعی كردم خودم رو بی تفاوت نشون بدم!

دل تو دلم نبود. یعنی منو می پسنده ؟ یعنی به من هم از این كاغذهای خوشگل میده...؟!

همین طور كه سعی می كردم با بی تفاوتی از كنارش رد بشم با لبخند نگاهی بهم كرد و یک كاغذ رنگی به طرفم گرفت و گفت :

" آقای محترم! بفرمایید ! " 

قند تو دلم آب شد! با لبخندی ظاهری و بدون دستپاچگی یا حالتی كه بهش نشون بده گفتم :  ا ِ ، آهان ، خب چرا من ؟

من كه حواسم جای دیگه بود و به شما توجهی نداشتم! خیلی خوب ، باشه ، می گیرمش ولی الآن وقت خوندنش رو ندارم!"  كاغذروگرفتم ...

چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اونقدر هول بودم كه داشتم با سر می رفتم توی كیك تولدی كه دست یک آقای میانسال بود! وایسادم

وبا ولع تمام به كاغذ نگاه كردم ، نوشته بود :

به پایین صفحه مراجعه کنید!!

. 

. 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

دیگر نگران طاسی سر خود نباشید، پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریكا !!!

 

+ نوشته شده در  88/04/18ساعت   توسط سمیرا  | 

10 راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.

 
1- ریتم زندگی خود را آرام کنید

شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.


سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.

ادی کانتور


2- خواستار تغییر باشید

"تمایل داشتن" ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.
به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.


3- مسئولیت پذیر باشید

قبول مسئولیت های زندگی یک "باید" است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.

بایدتصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.

استفان کوی

4- ارزش های اصلیتان را مرور کنید

در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.

 
5- دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید

ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند.

 
6- افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید

افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:


"من نمی توانم...."

"قادر نیستم که ...."

"من هیچ وقت نتوانستم ...."

"هیچ راهی وجود ندارد که ...."


هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.

 
7- عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید

شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید.

سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.

 
8- برای خود الگو و مربی انتخاب کنید

پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود. او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.

البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.

 
9- انتظارات منطقی داشته باشید

باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند.


10- پیوسته در حرکت باشید

مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد.

همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.

 

+ نوشته شده در  88/04/18ساعت   توسط سمیرا  |